ترجمه دیالوگ
You think I'm some poor, scared, little girl?
فکر کردی من یه دختر کوچولوی بدبخت و ترسوام؟
I am not scared. I am pissed.
من نمیترسم. من عصبانیام!
They came into my house...
اونا وارد خونهم شدن...
That I fixed up with my money...
خونهای که با پول خودم درستش کردم...
In the town that my family founded...
توی شهری که خانوادهم بناش کردن...
Because they think they are untouchable.
چون فکر میکنن هیچکس نمیتونه بهشون دست بزنه!
ساختارهای گرامری بهکاررفته
1. Question Form — ساختار پرسشی
?You think I'm some poor, scared, little girl
در گفتار محاورهای، گاهی در سؤالها از Do you think...? استفاده نمیشود و جمله با لحن پرسشی بیان میشود.
شکل کاملتر: ?Do you think I'm some poor, scared little girl
3. Relative Clause — جملهواره موصولی
The house that I fixed up with my money.
The town that my family founded.
در هر دو جمله، that درباره اسم قبل از خودش توضیح بیشتری میدهد:
خانهای که با پول خودم درستش کردم.
شهری که خانوادهام بنا کردند.
4. Past Simple — گذشته ساده
They came into my house.
My family founded the town.
از گذشته ساده برای اتفاقهایی استفاده میکنیم که در گذشته رخ دادهاند.
5. Present Simple — حال ساده
They think they are untouchable.
از حال ساده برای بیان باور یا طرز فکر فعلی استفاده شده است.
واژگان و عبارات مهم
scared — ترسیده
pissed — خیلی عصبانی (محاورهای و کمی رکیک)
come into — وارد شدن به
fix up — تعمیر کردن / سر و سامان دادن
found a town — یک شهر را بنا کردن
untouchable — کسی که فکر میکند کسی نمیتواند با او برخورد کند یا مجازاتش کند
